اسماعیلیه یکی از فرقههای مذهب تشیع اسلام است که پیروان آن در پنج قاره جهان به شمول آسیا، اروپا، آمریکا، استرالیا و آفریقا در 25 کشور سکونت میکنند. افغانستان از جمله کشورهای آسیایی یکی از کشورهای است که رقم قابل ملاحظه مسلمانان اسماعیلیه در آن سکونت دارند. اسماعیلیان افغانستان در ولایات بدخشان، بغلان، بامیان، کابل، سمنگان، تخار، کندز، میدان وردک و برخی از ولایات دیگر زندگی میکنند؛ اما در این میان ولایات بدخشان، بغلان و بامیان از مراکز عمده سکونت جوامع اسماعیلی به شمار میروند.
پیروان فرقه اسماعیلیه به دلیل تفاوتهای فرهنگی، رسم و رواج، و باورهای مذهبی همواره مورد تبعیض و تعصب جوامع همجوار خصوصا مسلمانان سنی قرار گرفته اند. پس از به قدرت رسیدن طالبان وضعیت اسماعیلیان خصوصا در ولایت بدخشان بیش از پیش وخیمتر گردیده و تفکرافراطگرایانه حنفی توام با روایت دیرینه دشمنی حلقات تکفیری در بدخشان منجر به سرکوب و آزار و اذیت این گروه مذهبی گردیده است. قابل ذکر است که در دوران مجاهدین نیز حلقات تکفیری و قوماندانهای جهادی تاجیک و حنفی مذهب در مناطق اسماعیلیه نشین بدخشان از هیچگونه ظلم و جنایت در حق این مردم دریغ نکرده بودند.
جامعه اسماعیلی بدخشان یکی از متکثر ترین، صلح آمیزترین و فرهنگیترین مردمان این ولایت میباشند و به یقین آنچه به بدخشان فرهنگی مشهور است را در این ولایت میتوان محصول حضور این گروه مذهبی دانست. این گروه مذهبی در ولسوالیهای زیباک، اشکاشم، واخان، شغنان، مایمی، شکی، نسی، شیوه ارغنجخوا، جرم، یمگان، کران و منجان، درایم، بهارک، وردوج، مرکز فیضآباد و کشم این ولایت سکونت میکنند و در ولسوالیهای زیباک، اشکاشم، واخان و شغنان بالاتر از 95 درصد نفوس را تشکیل میدهند. این فرقه مذهبی علیالرغم بیغرضی در امورسیاسی، قانونپذیری و همزیستی با تهدیدهای گوناگون همچون اجبار به تغییر مذهب، لت و کوب اذیت و آزار، بازجویی از باورهای دینی، دشنام و توهین تحقیر به اعتقادات، و مجبور سازی به فراگیری باورهای مذهبی در مدارس سنی مواجه بوده اند.
گزارشهای معتبر بین المللی مانند دفتر نمایندگی سازمان ملل در افغانستان نشان میدهد که پیروان مذهب اسماعیلی به اجبار و تحت فشار و ضرب و شتم مجبور به تغییر مذهب در برخی از مناطق بدخشان از جمله درواز شده اند. همچنان گزارشهای میدانی از ولسوالیهای دیگر بدخشان نشان میدهد که اعضای طالبان و افراد وابسته به این گروه با استفاده از قدرت و تفنگ به روشهای مختلف این گروه مذهبی را مورد اذیت و آزار قرار داده اند. بازجویی اعتقادات مذهبی، ورود به اماکن اعتقادی و جماعتخانهها بدون کسب اجازه، دشنام و بدگویی و تکفیر کردن از جمله روشهای به وفور دیده شده اند. همچنان گزارش سازمان حقوق بشری رواداری نشان میدهد که “ترس از ابراز علنی هویت مذهبی در میان اعضای جامعه اسماعیلیه به دلیل افزایش تبلیغات منفی، تکفیر، تبعیض کلامی و نفرتپراکنی بهطور قابل ملاحظهی افزایش یافته است. اعمال محدودیتهای سختگیرانه بر آزادی اجرای مناسک مذهبی، اجبار به حضور در مراسم مذهبی و عبادی دیگران، اخراج از ادارات دولتی و محرومیت از دسترسی به فرصتهای شغلی به دلیل هویت مذهبی، ممنوعیت ازدواج و پیوند خویشاوندی با خانوادههای اسماعیلی، اعمال محدودیت بر فعالیت مراکز آموزشی و عبادتگاهها، تهدید، قتلهای فراقضایی، بیجاشدگی اجباری و غصب املاک و داراییهای متعلق به جامعه اسماعیلیه، از دیگر موارد جدی نقض حقوق بشر میباشند که مصاحبهشوندگان به آنها اشاره کردهاند.”
همچنان با رویکار آمدن حکومت طالبان قتلهای هدفمند و فراقضایی در مناطق اسماعیلی نشین بدخشان افزایش چشمگیر داشته است. به گونه مثال در چند حادثه پیروان این مذهب به گونه ظالمانه در منازل و اماکن مذهبی در ولسوالی زیباک این ولایت به قتل رسیدند بدون اینکه گروه حاکم و حکومت محلی در قسمت دریافت عاملان این جنایات ورسیدگی قانونی به آنها اقدامی انجام داده باشد. به همین گونه در اوایل سال 2025 مسوول کونسل اسماعیلی در ولسوالی زیباک پس از تهدید توسط افراد مربوط به طالبان در خانه اش گلوله باران شد و تا هنوز هیچ مرجع این جنایت هولناک را بررسی نکرده است. همچنان قتل افراد بیگناه در واخان، زیرگرفتن کودکان توسط رینجر طالبان در ولسوالی اشکاشم، قتل و زخمیسازی چندین تن در مرکز بدخشان مثالهای دیگر از قتلهای زنجیرهی و بی بازخواست علیه این گروه مذهبی اند.

مهمتر از همه اینکه این تبعیض سیستماتیک نه تنها عملکرد افراد خاص بلکه به نظر میرسد بخشی از پالیسی طالبان در ولایت بدخشان علیه این گروه مذهبی باشد. اسناد رسمی از شورای علما و متنفذین طالبان در بدخشان که در شبکههای اجتماعی نشر شده است نشان میدهد که طالبان نه تنها جلوی فشار علیه پیروان این مذهب که مجبور به ترک مذهب شده اند را نمیگیرند بلکه آن را ترغیب میکند. در این طرزالعمل درج گردیده است که به کسانی که به مذهب سنی میگروند باید پوشش امنیتی اختصاص داده شود؛ برایشان مدد معاش تعیین و شرایط استخدام در ادارات دولتی این گروه فراهم شود. علاوه بر این، این سند متذکر شده است که در مناطق اسماعیلیه نشین “مبلغان و داعیان با تجربه غرض تنویر اذهان جوانان” فرستاده شوند. جوانان اسماعیلی به گفته این گروه باید در مناطق غیر اسماعیلی به مدارس دینی معرفی شوند و برایشان مدد معاش پرداخت شود. علاوه بر این به افراد که سنی میشوند باید مسجد ساخته شود و مساجد که در زمان مجاهدین (اجبار اولیه علیه اسماعیلیان) ساخته شده بود دوباره احیا گردند. این سند به وضوح نشان میدهد که حکومت محلی طالبان به صورت سازمان یافته، در صدد تغییر مذهب و باورهای اعتقادی اسماعیلیان است. به اساس گزارشهای میدانی هم اکنون طالبان پنج باب جماعتخانه (مکان عبادی) اسماعیلیان در ولسوالی زیباک این ولایت را بسته اند. قبل بر این نیز طالبان در ولسوالی وردوج برای مردمان اسماعیلی مذهب اجازه ساخت جماعت خانه را نداده بودند و آنها را به اجبار وادار به ادای نماز مناسک مذهب سنی کرده و اجرای مناسک مذهبی خودشان را ممانعت میکنند.


آیا این فشارها بر عقاید اسماعیلیان تاثیر دارد و عواقب این جبر سیستماتیک چیست؟
مذهب اسماعیلی یکی از جریانهای بینادین اسلام است و ریشه آن به اختلاف بر سر جانشینی پیغمبر بر میگردد. این مذهب پس از وفات مولانا جعفر صادق امام پنج شیعیان از بدنه تشیع جدا و در اولاده اسماعیل و محمد بن اسماعیل تا امروز ادامه دارد. به باور اسماعیلیان وجود امام در روی زمین عنصر حتمی هدایت بشر است و تا قیامت در نسل محمد و علی ادامه پیدا میکند. مذهب اسماعیلی در پیچ و خم زمان گاهی در قدرت مانند دوره فاطمیان و گاهی هم در تحت سلطه حاکمان دیگر اسلامی به حیات خویش ادامه داده و با دادن قربانیهای بیشمار به اینجا رسیده است. مذهب اسماعیلی درخت تناوریست که ریشههای آن نه تنها با اعتقادات عمیق و عقلانی که با خون هزاران اسماعیلی فدایی و سر به دار آبیاری شده است.
حاکمان چون سلجوقیان، غزنویان، دودمان چنگیز و دیگران که بر چندین اقلیم حاکمیت میکردند با هر نوع اجبار و ظلم نه تنها نتوانستند اعتقاد اسماعیلی را نابود کنند که خود به گورستان تاریخ پیوستند و ریشه این درخت تناور به مراتب قدرتمندتر عمیقتر گردیده است. بناً فشار بر پیروان مذهب اسماعیلی هیچ تاثیری بر استمرار این مذهب و بر باور درونی پیروان این مذهب ندارد؛ اسماعیلیهها در تاریخ شان دورههای به نام تقیه را تجربه کرده اند که به دلیل فشار حاکمان و محیط متخاصم عقاید خویش را در حضور دیگران پنهان میکردند تا حفظ جان کرده باشند و اما در باطن اسماعیلیه مانده اند. فشار حکومت محلی طالبان در بدخشان و حلقات تکفیری آن یک صفحه تاریک دیگر در تاریخ اسماعیلیان افغانستان و خصوصا بدخشان را رقم زده که فقط برای آینده نفرت تولید خواهد کرد و اما تاثیری بر این مذهب و اعتقادات مذهبی پیروان آن نخواهد گذاشت.
از جانب دیگر اسماعیلیهها با وجود باورمندی به عقلانیت و همزیستی مسالمتآمیز در صورت نیاز اگر خطر حذف سیستماتیک ظاهر شود طوفانهای خشم را نیز شکل میدهند، طوفانهای که امپراطوریهای چون سلجوقیان و چنگیز را به گورستان تاریخ فرستاده اند. فشار بر این گروه مذهبی در افغانستان و خصوصا بدخشان میتواند زنگ خطر جدی نه تنها برای حاکمان و دستاندرکاران فشار و اجبار تلقی شود بلکه میتواند درد سر بزرگی به جغرافیای افغانستان وارد کند. اسماعیلیان افغانستان و خصوصا بدخشان همواره قناعت پیشه بوده اند و باوجود محرومیت از قدرت، ساختار دولت و امتیازات دولتی به کم قناعت کرده اند و از قانون دولتهای مطبوع افغانستان حمایت کرده اند. اما از لحاظ ژیو پولیتیک موقعیت که اسماعیلیان بدخشان در آن زندگی میکنند مستعد تغییرات بسیار جدی است که میتواند نقشه منطقه را بر هم بزند. حاکمان افغانستان باید بدانند که شهروندان اسماعیلیه این منطقه تا کنون با قبول همه بدبختی، جبر و فشار و حذف سیستماتیک هیچ اقدام نکرده اند که خلاف منافع مملکت باشد، اما اسماعیلیان عاشق یکطرفه یک سیستم غیر عادلانه و سرکوبگر نیستند. در صورت ادامه فشار بر اسماعیلیان؛ احتمال بی ثباتی در منطقه، تا سرحد خودمختاری و الحاق به کشورهای دیگر وجود دارد.


دیدگاهها